شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۴:۴۷  |  Saturday, 08 August 2020
کد خبر: ۲۸۱۶۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۰ - ۱۴ تير ۱۳۹۹
طنز به قلم وحید حاج سعیدی
پروژه های نیمه کاره در این مملکت مثل قوانین نیوتن خدابیامرز از دولتی به دولت دیگر منتقل می شوند با این تفاوت که کمیت انرژی در این جابجایی ها تغییر نمی کند ....
 پایگاه خبری آوای رودکوف-وحید حاج سعیدی:پروژه های نیمه کاره در این مملکت مثل قوانین نیوتن خدابیامرز از دولتی به دولت دیگر منتقل می شوند با این تفاوت که کمیت انرژی در این جابجایی ها تغییر نمی کند ولی تعداد پروژه های نیمه کاره در این فرایند روز به روز افزایش پیدا می کنند!  آخرین آماری که دولت از پروژه های نیمه کاره ارائه کرده است مربوط به سال 98 است که تعداد پروژه های نیمه کاره 87 هزار پروژه اعلام شد و برای تکمیل آنها چیزی حدود 800 هزار میلیارد ناقابل لازم بود. البته این رقم جهت تکمیل در سال 98 محاسبه شده است و با افزایش قیمت کالاها در سه ماهه نخست امسال، اگر پیمانکاران برای صبحانه به کارگران این پروژه ها فقط تخم مرغ آب پز خالی بدهند، هزینه لازم برای تکمیل آنها خود به خود از مرز 1000 میلیارد تومان فراتر می رود حالا گچ و سیمان و میلگرد و بقیه کالاها و مصالح بماند! یعنی کار تا جایی بیخ پیدا کرده است که حتی اگر اکبر طبری هم از دوستانش بخواهد این پروژه ها را تکمیل کنند، امکان ندارد بتوانند سنگ به این بزرگی را از سر راه بردارند! بگذریم ...

این که حالا چرا این تعداد پروژه نیمه کاره در مملکت داریم و در مقطعی هر مسئولی یک کلنگ روبان زده در صندوق ماشینش داشت و در هر بیغوله ای با افتخار آن را بر زمین می کوبید، بماند برای سال های آتی و نسل های بعدی، ولی سوال اینجاست که چرا در حال حاضر که کفگیر بودجه به ته ماهی تابه خورده و حتی بودجه برای استخدام نگهبان برای محافظت از پروژه های نیمه کاره نمانده است، باز هم روند کلنگ زنی ادامه دارد و « با آنکه کَند کلنگ بیخ همه چیز» کسی به آنها اخطار نمی دهد «کلنگت را زمین بگذار!»

 نمونه اش همین ولایت خودمان ... در حالی این سر شهر یک روگذر نیمه کاره با قدمتی نزدیک به یک دهه آینه دق شده است، عزیزان مسئول چند روز قبل با شور و اشتیاق وصف ناشدنی، کلنگ احداث یک روگذر دیگر را در آن سر شهر به زمین زدند تا توازن در دو شهر برقرار شود!

به قول شاعر «دوباره صبح شد و به دیواره های خاکستری روگذر، یک «صبح تان انوشه» بدهکار می شوم. عادت کرده ام به تماشای ستون هایی که خاموت های زنگ زده را التماس می کنند؛ اینجا فقط غروب لبخند می زند به کلاهی که روی سر هیچ آرماتور بندی جا خوش نکرده و کارگرانی که مشغول خوابند و هرگز نمی پرسند ساعت های کاری پیمانکاران رو به بودجه کدام نصف النهار کوک می شوند؟!»

جالب اینجاست که این مراسم کلنگ زنی با چنان شور و شعفی برگزار می شود و کلنگ، چنان رقص کنان در دست مسئولان جابجا می شود که اصلاً آدم رویش نمی شود که بپرسد چرا در حالی که روگذر آن سوی شهر تکمیل نشده است، پروژه احداث روگذر این سوی شهر را کلید می زنید؟! اما باید بدانیم که اساساً فلسفه کلنگ زنی با محاسبات زمینی و ریاضی منافات دارد تا جایی در یک کوچه شش متری کلنگ احداث یک بیمارستان 8 طبقه رویایی آسفالت کوچه را می خراشد و باقی ماجرا...

به هر روی این روزهای کرونایی که کارنامه دوران مسئولیت عده ای مدیران و مسئولان به انتشار تصاویرشان در کانال های تلگرامی و پست های اینستاگرامی خلاصه می شود و هیچ نیازی به پاسخگویی به افکار عمومی و دعوت از خبرنگاران نمی بینند، انتشار  چند  عکس با کلنگ، قطعاًجلوه خاصی به این رزومه های تصویری(!) می دهد و ممکن است چند سال بعد دوباره به کار بیایند! البته اگر تا آن موقع اینستاگرام فیلتر نشود؟! این طور نیست؟!          
 
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز