شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۴:۵۹  |  Saturday, 08 August 2020
کد خبر: ۲۸۱۴۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۹ - ۱۳ تير ۱۳۹۹
سیزدهم تیرماه سال 1365
سیزدهم تیرماه سال 1365یاد و خاطره چهار شهید را در ذهن مردم ولایتمدار روستای ایدنک شهرستان لنده نمایان می کند.
پایگاه خبری آوای رودکوف:سیزدهم تیرماه سال  1365یاد و خاطره چهار شهید را در ذهن مردم ولایتمدار روستای ایدنک شهرستان لنده نمایان می کند.


براستی که شهدای هشت سال دفاع مقدس از فرهنگ غنی عاشورا برخوردار بودند و آن شجاعت هایی که شهدای کربلا انجام دادند و در مقابل ظلم ایستادند و جان به جانان تسلیم کردند، شهدای هشت سال دفاع مقدس ما هم در عملیاتهای مختلف  به نمایش گذاشتند و رفتند و جان خودشان را برای دفاع از ارزش ها و برای دفاع از دین برای اینکه ما در امنیت باشیم و امروز در آسایش زندگی کنیم به جانان تسلیم کردند یاد و خاطره شهدا را گرامی می داریم ودر ادامه اشاره ی کوتاهی خواهیم داشت به 4 شهید بزرگوار روستای ایدنک که در چنین روزی و در عملیات کربلای یک هر چهار نفر  دار فانی را وداع گفته و به سرور و سالار خود امام حسین (ع) پیوستند.



شهید علی کریمی
شهيد علي كريمي فرزندمحمدكريم ساكن ايدنك در سال 1349در خانواده اي مذهبي از مادري پاك متولد و زندگي اين خانه را رونقي تازه بخشيد او دوران طفوليت و كودكي را آرام و چون آئينه با لطافت خاص گذراند و سپس در سن6سالگي قدم به دبستان ايدنك گذاشت.

او در درس خواندن ساعي و پرتلاش بود . دوران ابتدايي را با جديت فراوان پشت سر گذاشت و سپس وارد مدرسه راهنمايي 15 خرداد ايدنك گرديد و در مدت 3 سال تحصيلي يكي از شاگردان منظم و مؤدب و با شخصيت آموزشگاه به شمار مي رفت.

كساني كه با وي سر و كار داشتند بيان نمودند كه بياد نداريم حتي براي يكبار به علت عدم درس خواندن و يا كارهاي ديگر به دفتر مدرسه كشانده شود.در اين سه سال تابستانها را به كار و كارگري در روستا و يا شهرستانهاي مجاور از قبيل ماهشهر و يا اميديه مي پرداخت تا با تلاش فراوان براي امرار معاش مادرش و هزينه ي يك سال تحصيلي اقدامات لازم را بعمل آورده باشد.او پيوسته در تلاش بود.

در اين ايام از وجود پدر بي بهره شد. پس از مرگ پدر پيرش زندگي بر آنان بسيار سخت گرديد به طوري كه به قول برادرانش حتي گاهي از اوقات پول براي اياب و ذهاب در جيب نداشت.پس از موفقيت در امتحانات خردادماه در سال سوم راهنمايي وارد دبيرستان آيت الله منتظري لنده گرديد و قدم به مرحله نويني از علم و دانش نهاد.او در رشته علوم تجربي مشغول به تحصيل شد و اين سه سال سه بار به جبهه نبرد حق عليه باطل رفت و هر بار از دفعه قبل پرفروغتر و چهره اش برافروخته تر و نورانيت و جذابيت او بيشتر مي شد.

مادرش مي گفت كه او چنان رفتار مي نمود كه هيچكس حتي من كه مادرش بودم بدرستي نمي دانستم چكار مي كند.چراغ خانه هميشه تا پاسي از شب روشن بود.بيشتر وقتها به تنهايي با خداي خويش راز و نياز مي نمود و شب را با ياد خدا به صبح و صبح را با كار و تلاش به شب مي رساند.نمي دانستيم چه موقع پول تمام مي كند چون بايد براي رفت و آمد به دبيرستان هر روز كرايه در جيب داشته باشد. بيشتر موقع مجبور مي شديم كه جيب هاي او را جستجو كنيم كه آيا در جيب او پول وجود دارد يا خير؟حتي وقتي كه پول تمام مي كرد به دوستانش نمي گفت و به بهانه درس خواندن پياده به لنده مي رفت. طبعي بلند و روحي سركش و اخلاقي عجيب داشت .

هميشه برادران و فاميل را به وحدت دعوت مي نمود حتي اين مطلب در متن وصيتنامه اش نيز نهفته است.او عارفي بود عاشق،پيروي بود صديق،ياري بود باصداقت، دوستي بود خوش رفاقت و صلابت و وقار او هنگام راه رفتن آشكار مي شد،مظلومانه راه مي رفت و هميشه باشكوه و جلال و طيب خاطر و آرامش وافر گام مي زد و قدم برمي داشت به جرأت مي توان گفت كه حتي برادرانش او را نشناختند،دوستانش او را درك نكردند.وصيتنامه عارفانه اش همه را به حيرت انداخت.

اما هرآنچه كه بود همراه با كاروان راهيان كربلاي 7همراه با عده زيادي از بچه هاي ايدنك راهي جبهه نور عليه ظلمت شد و سعادت آنرا يافت كه در خط مقدم جبهه بعنوان آرپيچي زن مشعل دار راه رزمندگان باشد و آتش زن خيمه و تانكهاي دشمن و سرانجام پس از نبردي قهرمانانه و جنگي بي امان كمر خصم را شكسته و فاتح و پيروز در سنگر خويش نشسته و سرانجام لحظه وصال معشوق رسيد و دريك لحظه همراه3تن ديگر از همسنگرانش پيرا، راز نهان و رضايي به لقاءالله پيوست و از حالت فاني به دنياي باقي و جاويد صعود كرد.


شهید خداخواست رازنهان

شهید سید خداخواست رازنهان فرزند سیدرضا متولد 1338 محل تولد روستای بهشت آباد لنده ؛ محل شهادت مهرانو زیارتگاه این شهید بزرگوار روستای ایدنک می باشد.

شهید رازنهان در بخشی از وصیت نامه خود می نویسد:

 اى مردم عاجزانه از شما خواهانم اتحاد خود را حفظ كنيد و از تفرقه و دودستگى بپرهيزيد كه تفرقه مايه شكست و ذلت مى باشد در مقابل دشمنان داخلى و خارجى اسلامى يعنى منافقين كوردل سست و بى اراده نشويد و در اين راه صبر و استقامت داشته باشيد زيرا  خدا با صابرين است .

امروز دستاوردهاى انقلاب اسلامى خيلى حائز اهميت مى باشد و وظيفه تك تك شما مردم عزيز است كه از آنها حمايت كنيد.

از كليه برادران و خواهران كه در ادارت دولتى اشتغال بكارند تقاضا دارم كه كارهايتان فقط براى رضاى خدا باشند و خانواده ها شهدا را كه چشم و چراغ انقلابند آنها را احترام كنيد و نگذاريد كوچكترين ناراحتى پيدا كنند .

گوش به فرمان رهبر كبير انقلاب اسلامى باشيد و تمام كارهاى منافقين و گروهكهاى ملحد را مد نظر قرار دهيد .   سلام بر شما مادر مهربانم كه زحمتهاى فراوانى را بپاى فرزندت كشيدى شايد كه اين نوشته را برايت مى خوانند من در اين دنياى فانى نباشم از شما خواهانم مرا در آخرين لحظات زندگيم حلال كنيد و با افتخار و سربلندى ندا را سر دهيد كه اى رزمندگان اسلام با توكل به خداوند متعال و با سلاح آتشين دشمن شكست خورده را از پاى درآوريد و از خدا بخواهيد اين هديه ناچيز را از تو قبول كند . خواهرانم را به مسئوليت زينب گونه دعوت مى كنم كه از شما خواهانم لباس سياه برايم نپوشيد .

از برادران عزيزم تقاضا دارم سلاح به زمين افتاده شهدا را بردارند و بر پيكر متلاشى شده دشمن بعث ضربه وارد كنند و اميدوارم برايم ناراحت نشويد و فقط متوجه باشيد كه اعمالتان پاك باشد . همكاران محترم و دانش آموزان عزيز اكنون موقع آن رسيده كه پرچم پرافتخار اسلام را بلند كرده و نشان دهيد كه صراط مستقيم ملت ها بى پيرو و رهرو نخواهد ماند و راه شهيدان هميشه جاويد است .

و از شما ها تقاضا دارم كه هركس به سهم خويش تا جائيكه مى تواند از صميم قلب براى مردم و انقلاب عزيز كار كند در پايان از همه دوستان ، آشنايان ، همسايگان ، اقوامان بنده حقير را حلال كنيد و مرا از دعاى خيرتان فراموش نكنيد .


شهیدعبد المحمد رضایی

شهید عبدالمحمد رضایی فرزند عیسی متولد 1341 ؛ محل تولد روستای ایدنک ؛ تاریخ و محل شهادت: 13 تیرماه 1365 ؛ مهران منطقه عملیاتی کربلای یک و زیارتگاه روستای ایدنک می باشد.

شهید رضایی در بخشی از وصیت نامه خود می نویسد:

افسوس ! یک جان بیشتر ندارم که در راه اسلام عزیز فدا کنم  خدایا! تشکر می کنم که این  نعمت را به من دادی که بتوانم در برابر تو، در راه اهداف حکومت اسلامی لذت ها و محبت های دنیوی را فراموش کنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم آنچه از تو خواستم به[ من] عطا کردی و از تو خواستم که در راه تو شهید شوم و اینک به آرزوی خود رسیدم.

  پدرم ! می دانم که محبت [ من در دل] تو بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین است ولی در راه الله و در راه به ثمر رسیدن حکومت اسلامی بسی ناچیز است . پدر عزیزم ! از شما تشکر دارم که مرا همواره از کوچکی برای اینکه  انسان شوم ترغیب و تشویق نمودی.

  مادر عزیزم ! می دانم که غم از دست دادن فرزند برای مادر بسیار مشکل و دشوار است، اگر من بگویم که مرا فراموش کن [ می ‌دانم برای‌] مادر امکان پذیر نیست، ولی مردن یک بار است آن هم چه بهتر که در راه الله و راه حق شهید بشوم.

  از شما، برادرانم، می خواهم که راه مرا ادامه بدهید و برای من نگران نباشید و از شما خواهرانم می خواهم که حجاب خود را نگه دارید ، زیرا حجاب شما حافظ خون من است و برای من نگران نباشید.


شهید علی شاد پیرا

شهید علی شاد پیرا فرزند ولی ؛تاریخ تولد 9 اردیبهشت 1350 محل تولد روستای ایدنک شهرستان لنده ؛تاریخ شهادت 13-4-1365 شمسی عملیات کربلای یک  و زیارتگاه این شهید بزرگوار روستای ایدنک می باشد.

مختصری از زندگینامه شهید بزرگوار
به سال۱۳۵۰ در روستای بهشت اباد در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود.تحصیلاتش را تا پایاین دوره راهنمایی در” روستای ایدنک ” گذراند.

در تاریخ۱۳۶۵/۴/۱ راهی جبهه کردستان شد.بعد از یک هفته با گردان روح الله از تیپ امام حسن(ع) به منطقه مهران رفته تا در عملیات کربلای یک شرکت جوید.شهید با وجود سن کم سر انجام در تاریخ۱۳۶۵/۴/۱۳ با سه تن از همرزمانش علی کریمی،عبد المحمد رضایی،و خدا خواست رازنهان در منطقه مهران در عملیات کربلای ۱ به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

و این بود مختصر شرح حالی از  چهار شهیدی که در یک‌ روز آسمانی شدند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز